العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
371
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
گمراهى هم آهنگ هدايت و درستى نيست و گرچه باهم گرد آيند و انجمن شوند اين مردم بر جدائى و اختلاف اتفاق دارند ، از جماعت و همبستگى با حق جدائى گرفتهاند ، كار دين و زندگى خود را به كسى سپردهاند كه در ميان آنها بنيرنگ و زشتكارى و رشوه خوارى و كشتار كار ميكنند گويا خود را پيشوايان قرآنى ميپندارند و قرآنى در پيش ندارند و پيش خود نشمارند . از حق در ميان آنها جز نامى نمانده ، از قرآن جز نوشتهاى نشناسند ، كسى آوازهى حكم قرآن را مىشنود و بدان دل ميدهد و بمسلمانى وارد مىشود و در انجمن مسلمانان خوب برنشسته و آرام نشده كه از دين اسلام بيرون ميرود و از دين پادشاهى و حكمرانى بدين حكمران ديگر منتقل مىشود و از سرپرستى - حكمرانى بسرپرستى حكمران ديگر در مىآيد و از فرمانبرى حكمفرمائى به فرمانبرى حكمفرماى ديگر گسيل مىشود و از عهد و پيمان با حكمرانى بعهد و پيمان با حكمران ديگر كشانده مىشود و خداى تعالى از آنجا كه ندانند آن را ببدبختى و كيفر ميكشاند ، راستى كه دام خدا بسيار محكم است بوسيلهى آرزو و اميد بيجان آنها تا آنجا كه در نافرمانى گناه زاد و ولد كنند و نسل آينده پديد آورند ، بناحق سر نهند و ديندارى كنند ، قرآن خدا از كم و بيش خلافكارى آنها در نگذرد همه گمراهند و سرگردان ، سواى دين خداى عز و جل ديندارى كنند و براى غير از خداوند سر طاعت فرود آورند و فرمانبرى كنند . مساجدشان در اين روزگار آباد است از گمراهى و خلاف حق ، از رهبرى به حق ويران ، قرآن قرآنخوانان و آبادكنندگان آن مسجدها نوميدترين آفريدگان خدايند ، از طرف آنانست كه گمراهى سرچشمه گرفته و روان شده و سر رشتهى گمراهى به آنان برميگردد ، حضور در آن مسجدها كفر بخداى بزرگ است مگر كسى كه ميرود و ميداند كه اينان گمراهند و مسجدهايشان بواسطه كردار